بای بای - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 17:46
من خودم میدونم ب کمک و روانشناس احتیاج دارم... همینکارو میکنم... من اهل خدافظی نیسم, بخوام برم از ی وبلاگ دیگ ننویسم نمیگم فقط بیخیالش میشم... اما ب شما وابسته شدم, ب متناتون بیشتر... دیگ اینجا نمینویسم ۱۵۱ امین پستمه... این چن ماه ک اینجا نوشتم ماهای سختی بود... مرسی ک خوندین... بی توقع... بدون ان
بیخیال منو ببرین - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 20:42
هم خستم هم خوب نیستم هم احتیاج دارم داد و فریاد کنم هم فک میکنم دلم میخاد همین امروز فردا خیلی شیک و مجلسی تموم کنم پ ن:حالم از این وبلاگ بهم میخوره دیگ... نه دلم میاد ولش کنم نه دیگ دلم میخواد ادرسشو تو مرورگرم وارد کنم!
ب بیشعورها محبت کنید - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 20:42
روانی بودم, ب چن تا دوستام پیام دادم ک بریم پیاده روی یا بریم والیبال ب یکیم گفتم باهام بیاد استخر هیشکودوم نشد, نه ک اونا نخوان واقعا نمیتونستن... راسش حتی از اونا نخواستم ک باهام جایی بیان,xa0وقتی گفتن میخان بیان پیشم راسش اصلا حوصلشونو نداشتم, حوصله اینک ادا باشن برا ادب و شعور زیادشون... تو دلم ...
دوستای جدید یا قدیمی - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 20:42
دارم تموم شدنشو حس میکنمxa0 حس ی دختر طغیانگر بهم دس داده :) حس میکنم دارم ب همه میگم بای بای... حس میکنم وقتی بهشون میگم سلام حالت چطوره درواقع دارم میگم بای بای... دختر افسرده درونم داره میگ اگ نشد چی؟! بهش میگم ب درک مهم الانه ک حس میکنم دارم با همه چی خدافظی میکنم, قشنگه ک حس میکنم دیگ ب هیشکی و...
ایا همه چیز تمام خواهد شد - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 20:42
خستم, افسردم, بهم ریخته اما هی میگم نه بابا یکم دیگ تحمل کن فقط یکم همش ضعف دارم, سرم درد میکنه ولی هی میگم تموم میشه... حل میشه... میترسم تموم نشه... میترسم شب بمونه... بمونه تا همیشه... پ ن: چن تا پست پایین ک عنوانش باشه رانندگی یا شوهر کردن زیرش بحث شده, تمایل داشتین شرکت کنین:) یا لاقل بخونین.
هی - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 20:42
خیلی زیاد ناراحتم... خیلی زیاد... بیخیال باشه؟! بیخیال اصن مهم نیس, اصن مهم نیس, اصن مهم نیس, اصن مهم نیس, فقط خودت مهمی باشه؟! اداهای دخترونتو بذا کنار و قوی باش... دختر نباش, الان دختر نباش, خواهش میکنم... الان مردونه بریز تو خودت...
از افعال برعکس استفاده کنیم - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 6:28
حالم عالیه... محشرم... عاشق خودمم... دنیا قشنگه... من ادم خارق العاده ایم... من پر از شوق زتدگیم... اینجا همه چی اونطوریه ک باید... من ب خودم افتخار میکنم... من عاقلم... حالم عالیه... حالم عالیه... حالم عالیه... حالم عالیه پ ن:حالم عالیه!
کجاست؟! - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 0:07
ببین ادما همیشه ی حفره خالی تو وجودشون دارن ولی اینروزا این حفره هه بزرگتر شده, خیلی بزرگتر...xa0 دلم میخاد یکی بیاد, تو چشام نگاه کنه بگه دختر! کمتر خودتو سرزنش کن... متاسفانه فقط خودمم ک هستم و اینو ب خودم نمیگم... اولین چیزی ک ب بچه ها باید یاد داد اینه ک مهم نیس بقیه باهات مهربونن یا نه باید و ب...
رانندگی یا شوهر کردن؟! - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 3:03
همین سه سال پیش بغض کرده بود و عصبانی بود... ک باباش نمیذاره رانندگی کنه... باباش راضی شد و براشم ماشین خرید... ی سال نیس ازدواج کرده... وقتی دیدم داره ب خواهرش میگ خب حق داره, مردا خیلی دوس ندارن زناشون رانندگی کنن و اینو با افتخار میگه جوری ک تو صحبتاش شما بفهمین از اینک شوهرش انقد دوسش داره احسا
من یک زیادی متوهمم - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 3:03
اضطراب دارم, ب خودم میگم عادیه, قرص ضدتپش قلب میخورم, یکی ک خوردم میخام از خودم انتقام بگیرم دومی رم میخورم, بعد میخندم, چقد تو متوهمی دختر!!!!!!!!! کی بادوتا از اینا مرده ک تو دومیش باشی؟! xa0سومیشم میخورم... ب خودم میگم دلت میخاد ترحم برانگیز باشی, این کارا فقط ب این خاطر ک دلت میخاد بقیه دلشون بر...
عمل انجام شده - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 3:03
خدایا بهم قول بده کمکم کنی... بهم قول بده... من از اونام ک حسودن, xa0کوته فکرن, متعصبن ولی نشونش نمیدن... تو میدونی من اونقد ک نشون میدم خوب و قوی نیسم... پس کمکم کن... خواهش میکنم کمکم کن... من هیچکسو ندارم, هیچکسو نداشتم کسم باش... کمکم کن... خسته شدم, امیدم باش... نذر کردم بخاطر اینک سلامت از طوف...
خبری نیست - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
ای کاش کسی باشد و کابوس ک دیدی در گوش تو ارام بگوید: خبری نیست... پ ن:تصمیم گرفتم برای همه دل ارام ارزو کنم, دل قرص این بیشترین چیزیست ک احتیاج دارم...
برون ریزی - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
چقد من احمقم عاخه... راستش من خیلی هم ادم حسودی نیسم ولی دوس ندارم وقتی یکی هیچی نخونده صرف اینک قبولی تو رشتش راحته و یکمیم سهمیه داره رشته خوب و دانشگاه خوب بره... نمیدونم شایدم حسودم ولی مطمعنن خیلی احمقم... چقد تو این وبلاگ برون ریزی میکنم من... هردفه اینطوریه ک یهو ب شدت دپرس میشم, هی میگم چرا
توتورو - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
توتورو... یک توتورو ی بزرگ... همانقدر پشمالو و همانقدر بزرگ... برای اینک در اغوشم بگیرد و باهم بیخیال دنیا شویم ازاو شبای گوهی ک از استرس نمیتونم بخابم... خدایا من میخام ی ماه و نیم دیگ تو بیو اینستام بنویسم دانشجوی ژنتیک دانشگاه اصفهان(ب این نتیجع رسیدم فقط اصفهان بدردم میخوره) مرسی... اه..xa0
تشکر برای شکست خورده ها نیست - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
راسش دلم میخاد از چن نفر تشکر جانانه کنم اما مث این میمونه بری و از فروشنده ابمیوه بابت ابمیوه محشری ک برات درست کرده تشکر کنی درحالیک دست خورده و همشو ریختی.... شکست خورده ها ک تشکر نمیکنن...
تا خرخره - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ب پیرمرد توی کافه بگو منتظرم باشد - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
چقدر دلم برای یک دوست داشتن ساده لک زده, یک دوست داشتن ساده با ریتم ثابته تق.. تق.. تق.. نه از این دوست داشتن ها ک ریتم تق تق تق.. تق......... تق تق... xa0 دارند... دوست داشتن ابدی, بی اندازه, بدون ترس مثلا دوست داشتن یک پیرمرد ک هرروز بعد از ظهر در کافه ای ک تو هم گاهی ب ان سر میزنی سیگار میکشد و ق...
سنگین ترین ترشح غم - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:16
یک کوه زیر برف، ولی داغ از درون یک هفته زندگیت رسیده ست به جنون یک هفته است منتظر چند لکّه خون یک شب تمام می شود این اضطراب ها چسبانده بودی اش به خودت مثل ترس هات در سینه اش گرومب گرومبِ صدای پات باران زده به لخت ترین حالت حیاط/ت بویی بلند می شود از فاضلاب ها معتادِ دوست داشتنت بود و بوی موت چسبید
پیشاپیش از بزرگترها و روشنفکرا معذرت میخام - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 3:37
احتمالا دوباره دارم چرت و پرت نویسیامو شرو میکنم... نوشتن احساسات پیچیده و مبهم بهم کمک میکنه خودمو تخلیه کنم... گوربابا اونایی ک از ادم توقع دارن مطالب روشنفکری بذاره تو صفش البته نظرشون محترمه (راسش اصلنم محترم نیس) فک کن با تمام وجود ی چیزیو میخای بعد میدونی ک بهش نمیرسی... ی اتفاقی ک من معتقدم
خود-نصیحتی - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 3:37
هر انسانی یک فاصله ای دارد (بسته ب خصوصیاتش و خصوصیات شما) ک باید توسط شما حفظ شود و اگر نزدیکتر از این فاصله شوید ب خودتان اسیب میرسانید, برای اینک این فاصله را پیدا کنید باید نزدیک و دور شوید و شاید گاهی هم اسیب ببینید... من ب شخصه باید ماکسیموم فاصله احساسی با ادمهای بقول معروف زرنگ را بگیرم, تا