24. فرار
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 8:53
میخام از دست همشون فرار کنم، ی جا ک اصن نتونم ازشون خبر بگیرم، اصن یادم بره همچین ادمایی تو زندگیم بودن... شهر لعنتی... پ ن: رگ خواب همایون شجریان گوش بدهید:)
تمام؟!
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 8:53
دیگ تحمل ندارم نمی تونم خدایا نمیتونم نمیشه ادامه داد نمیتونمxa0 کمکم کن کمکم کن نمیتونمxa0 نمیشه ادامه دادxa0 نمیتونمxa0 نمیتونم وای از این یکی جون سالم ب در نمیبرم
26. ما فقیریم
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 8:53
فکرمیکنم باید تحمل کرد شب های سخت را... فکر میکنم باید گریه کرد دردهارا، گریه که نه زار زد حتی... بعد اما بگویم ک حالا دنیا ک ب اخر نرسیده... هنوز باید ادامه داد... امروز بیس دقیقه خودم را سپردم ب هوای سرد، ب صدای گنجشک های لای درخت، ب شاخه های لخت درخت ک هرکدام یکجورخاصی التماس میکردند ب بهار ک لبا
27. به ساز من دلبرانه برقص
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 8:53
وقتی با تمام ناراحتیام میخام حالتونو خوب کنم ولی براتون مهم نیس، حالم بیشتر میگیره... چ بارونی میزنه، عجب بارونی، خدایا مرسی مرسی:) تو شهر ما ی میدون هس اسمش ازادگانه بعد سر تموم درختارو زدن، همیشه فک میکنم چجوری میشه اینو عکسش کرد xa0چن وقته بد تو نخشم:) هرچند دنیا به ساز من نمیرقصه ولی خدایی گاهی ...
28.امروز مستیم ای پدر
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 8:53
پنج سال و نیمشه ها ولی محشره عاشق محسن چاووشیه دیروز بابام داره بهش میگ چرا فلان کارو کردیxa0 برگشته میگxa0 "امروز مستیم ای پدر، توبه شکستیم ای پدر ":))) دوباره امروز بم میگ اینا پلیسن؟! میگم: نه.. نگهبانن میگ: برا چی نگهبان اونجاس؟! میگم: واسه اینک ی موقه کسی بی اجازه نره تو میگ: اونوخ اگ کسی بره چ...
18. ۹۵ پرهیجان
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 10:53
خیلی خواستم ی متن بنویسمو توش وقایع ۹۵ رو شرح بدم ولی واقعیتش اینه ک انقدر سال پرفراز و نشیبی بود و حوصله نوشتنش نیس... از اینک سال پرهیجانی رو تجربه کردم واقعا سپاسگذارم همه این سرازیریا و بالا رفتنا درس بود و حس میکنم پنج سال بزرگ شدم، شاید بزرگترین ثمره ۹۵ یقین و بود اینک نسبتا فهمیدم با خودم چند
19. 95 شدیدن هیجان انگیز
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 10:53
چقدر خوبه انقد راحت خودشو بی تقصیر میدونه چقدر خوبه اون یکی هرچی میگم بیخیال نمیشه منم و احساس گناه و بار ناراحتیای بقیه و تنها کسی ک بیشتر از همه میدونه چی بوده، چی شده و ی مشت ادم خودخواه و بازم من ک باید تنهایی رو ب همشون ترجیح بده دلم گرفته... باز منم ی احساس گناه همیشگی این ۹۵ حتی تو ثانیه های ...
17. درجستجوی دوری
-
تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 16:43
در جستجوی دوری میدیدم مارلین و نمو ی جا گیر میکنن، دوری نیست مارلین میگ: دوری چیکار میکنه ک همیشه موفقه؟! همون کارو انجام بدیم، دوری فک میکنه و بهترین راهو انتخاب میکنه نمو میگ: نه! مارلین اینکارو میکنه، دوری فکر نمیکنه فقط انجام میده، برا همین همیشه موفقه فک نکن، انجامش بده!
16. ازتون دلگیرم
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:28
هرگز یادم نمیاد دوستی طولانی مدتی رو تجربه کرده باشم من ضربه های کوچک، بزرگ و بسیار بزرگی از دوستی ها خوردم ک با تعریف کردن ی موردش میتونم مدت ها گریه کنم! گاهی هم دوستای خوبی داشتم ک شرایط نذاشته دوستی ادامه پیدا کند اما گاهی ممکنه شما هیچ کاری نکرده باشید (البته از نظر خودتان و معیارهای جامعه) اما
6. دور گردون
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
گفتم با کی مشورت کنم؟! گف با فلانی... جاخوردم همون فلانی..
7. کما
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
نمیشه الان ک از خونه برم بیرون، تصادف کنم ی چارسالی برم توکما...؟! احتیاج دارم واقعا
8. دوست داشتن
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
من کسی ک طعم دوستی های بدفرجام را چشیده...! از من نخواهید باورکنم! پ ن: سخته، تصمیم گیری دررابطه با اینک چ مرزی برای دوست داشتن ها و دوستی هامون بذاریم...
9. حیف
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
یکی تو کل این عالم پیدا نمیشه ب من بگه چیکارکنم، باید چجوری باشم، الان چی درسته، الان چیو یاید حذف کنم، چیو نگردارم چرا الکی خودمو امیدوار میکنم؟!
10. جدید
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
بله پست قبلی را پاک کردم... ب من مربوط نیست... بیخیال همگیتان
11. حال نامعلوم
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
ی حس و حال عجیبیم نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت... ینی هم خوشحالم هم ناراحت پ ن: اتفاقات بسیاری در این روزها برایم افتاده فرصتی باشد همه اش را مینویسم..!
12. توقع
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
من نمیخام ادم بدی باشم چقدر سخته از بقیه توقع نداشته باشیم ولی چقدر زندگی راحت میشه اگ از بقیه توقع نداشته باشیم تمرکزم ب شدت اومده پایین، نمیدونم باید چیکارکنم! چرا دقیقا وقتی فک میکنی فلانی ساده ترین ادم دنیاس ی جوری بدجنسیشو بهت نشون میده؟! همچنان یکم اروم، یکم اشفته
13. درک نمیکنم
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
تقصیر خودمهxa0 هرزمان اراده کردن بودم ببین اونایی ک ولشون کردم چقد دنبالمن! چین این مردم؟!؟!؟!؟!؟!
14. گوربابای همه چیز و همه کس
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
اروم باش! اروم باش! اروم باش! گوربابای همه چیز! گوربابای همه کس! گوربابای زندگی! گور بابای کنکور! عه! قرار بود اسمشو عوض کنم، هنوز انتخاب نکردم، برا خیلی چیزا باید اسم بذارم... گوربابای خودم! اره گور بابای خودم، خیلی تازگی ها اذیتم کرده، گورباباش! گوربابای تست های ریدینگ که روی هم تلنبار شده! گورباب
15. اندوه
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:12
چیزهایی ک امشب میخواهم بنویسم زیاد است نمیدانم تا اخر این متن همه اش یادم می ماند یانه...! چن وقت پیش یادم نیست برای چه مامان داستان سربریدن بچه های مسلم را گفت ب ثانیه نکشیده صورتم خیس شد! برگشتم همه را نگاه کردم هیچکس اندوهگین ب نظر نمیرسید و من نگران این زیادی احساساتی شدنم هستم مثل امروز ک شازده