15. اندوه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

هیچی بدتر از این نیس ک ده سال دیگ وقتی ب اینروزا فک کنم، این همه احساس منفی بیاد سراغم 


باید حرف بزنم حتی اگ قرار باشه تاوان بدم، مگ نه؟! 

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :

حالم اصلا خوب نیست، اصلا


فکر میکنم چقدر با نابودی فاصله دارم؟!

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :


راست میگفت وابستش شدم

ترک عادتم ک موجب مرضه:)))

بعدم مریض شدم خب:)


بیخیال

همینک میتونم بازم از شعر لذت ببرم کافیه

طبع چون اب و غزل های روان مارا بس


حالا این حساس بودنم اذیت میکنه ک بکنه

یادم میره کم کم،

 خدا اگ هسی کمکم کن، اگ نیسیم ک خودم ی کاری میکنم اینروزا رو بگذرونم


چ روزای سختی


خدا و خودم بیایم غیرممکنو ممکن کنیم!

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :

خیلی ی ادم میتونه ضعیف باشه بدونه شما بهش احتیاج دارین ولی... 

و ی ادم میتونه خیلی ضعیفتر باشه ک ب ادمای دیگ محتاج باشه...


عاغا من مستعد MS ام، حالا هی باور نکنین:))

چرا من بیخیال نمیشم، چقدر ارادم ضعیف شده

ولی اگ بیخیال شم چقدر همه چی عالی میشه

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :

میخام از دست همشون فرار کنم، ی جا ک اصن نتونم ازشون خبر بگیرم، اصن یادم بره همچین ادمایی تو زندگیم بودن...

شهر لعنتی...



پ ن: رگ خواب همایون شجریان گوش بدهید:)

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :

دیگ تحمل ندارم

نمی تونم

خدایا نمیتونم

نمیشه ادامه داد

نمیتونم 

کمکم کن

کمکم کن

نمیتونم 

نمیشه ادامه داد 

نمیتونم 

نمیتونم

وای از این یکی جون سالم ب در نمیبرم

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :
فکرمیکنم باید تحمل کرد شب های سخت را... فکر میکنم باید گریه کرد دردهارا، گریه که نه زار زد حتی... بعد اما بگویم ک حالا دنیا ک ب اخر نرسیده... هنوز باید ادامه داد... امروز بیس دقیقه خودم را سپردم ب هوای سرد، ب صدای گنجشک های لای درخت، ب شاخه های لخت درخت ک هرکدام یکجورخاصی التماس میکردند ب بهار ک لبا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :

وقتی با تمام ناراحتیام میخام حالتونو خوب کنم ولی براتون مهم نیس، حالم بیشتر میگیره...

چ بارونی میزنه، عجب بارونی، خدایا مرسی مرسی:)


تو شهر ما ی میدون هس اسمش ازادگانه بعد سر تموم درختارو زدن، همیشه فک میکنم چجوری میشه اینو عکسش کرد

 چن وقته بد تو نخشم:)


هرچند دنیا به ساز من نمیرقصه ولی خدایی گاهی وقتا (فقط گاهی وقتا) خیلی قشنگ میرقصه... دلبرانه میرقصه:)

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :

پنج سال و نیمشه ها ولی محشره

عاشق محسن چاووشیه

دیروز بابام داره بهش میگ چرا فلان کارو کردی 

برگشته میگ 

"امروز مستیم ای پدر، توبه شکستیم ای پدر ":)))


دوباره امروز بم میگ اینا پلیسن؟!

میگم: نه.. نگهبانن

میگ: برا چی نگهبان اونجاس؟!

میگم: واسه اینک ی موقه کسی بی اجازه نره تو

میگ: اونوخ اگ کسی بره چی میشه؟! 

میگم: خب میگیرنش

میگ: بعد چیکارش میکنن؟!

بهد ی مکث طویل میگم: اوووم... شاید ببرنش پیش پلیس

میگ منظورت کلانتریه؟!

:))))

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:53
برچسب‌ها :
خیلی خواستم ی متن بنویسمو توش وقایع ۹۵ رو شرح بدم ولی واقعیتش اینه ک انقدر سال پرفراز و نشیبی بود و حوصله نوشتنش نیس... از اینک سال پرهیجانی رو تجربه کردم واقعا سپاسگذارم همه این سرازیریا و بالا رفتنا درس بود و حس میکنم پنج سال بزرگ شدم، شاید بزرگترین ثمره ۹۵ یقین و بود اینک نسبتا فهمیدم با خودم چند
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 10:53
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد